الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
367
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
ديگر نيست ، و چيزى غير از ذات و ماوراى آن نيست ، خواه آن ذات ممكن باشد يا واجب تبارك و تعالى . بنابراين ، مسألهء نفى معانى و عين ذات بودن صفات و اختلافى كه در آن پيش كشيده شده است در اين صفات نبايد مطرح شود ، و فقط آن صفاتى مورد اين مسأله است كه در ممكنات صفت غير از موصوف است و اسمائى است مانند قادر و عالِم كه به ملاحظهء حيثيّت زائده بر ذات آنها مثل قدرت و علم آنها صادق است . « 1 » چنان كه در صفات فعليّه مثل خالق و رزاق و محيى و مميت و معزّ و مذلّ و هادى و مجيب ، غيريّت صفت كه همان فعل باشد مثل خلق و رزق و احياء و اماته و هدايت و اجابت ، با ذات موجب اشكالى نمىشود و « كُلَّ يَومٍ هُوَ فى شَأنٍ » « 2 » نيز مبيّن اين مطلب است . مسألهء نفى صفات و معانى و احوال با تنزّه و تقدّس ذات بارىتعالى از عيوب و نقايص ، و فقر و حاجت ، و تركيب و استحالهء تعدّد قدما ارتباط دارد ، زيرا فرض ثبوت صفات زايد بر ذات و معانى و احوال براى ذات مقدّس حق - تقدّست اسمائه - مستلزم ثبوت نقص و عيب ، و فقر و حاجت ، و تركيب و تعدّد قدما خواهد شد . البتّه مخفى نمانَد كه مراد از نفى صفات ، نفى اسماءِ مشتقّه مثل سميع و بصير و قادر و حكيم و عالِم و قوى و حَى و آنچه محمول بر ذات بهاصطلاح ادبصفت واقع مىشود ، نيست چون اين اسماء براى خدا ثابت است ، ولى معنى و مفهومش اين نيست كه مثلًا ذاتى كه براى او علم يا اراده
--> ( 1 ) . بلكه مىتوان گفت كه قادر و بصير و امثال اين صفات در ممكن نيز به ملاحظهء اتّصاف ذات بهصفتى كه در ممكن زايد بر ذات باشد اطلاق نمىشود و قدرت غير از طور وجود شىء و كمال و مراتب كمال آن چيزى نيست كه زايد بر ذات ممكن باشد . ( 2 ) . رحمن ( 55 ) آيهء 29 .